اروینگ گافمن ازجمله دانشمندان مشهور و به نام مکتب شیکاگو است و ابداعات و تحقیقات وی در نظریه کنش متقابل نمادین این نظریه را برای سالها به نظریه مسلط در جامعه شناسی آمریکا تبدیل کرد. گافمن دردنیای انسان شناسی نیز به نوعی دارای ادعا و اعتبار علمی است. از مناقشات آکادمیک انسان شناسی و جامعه شناسی که بگذریم ،گافمن را هم به خاطر کارهای میدانی، هم به خاطر تحصیلات آکادمیک و هم به خاطر روش شناسی آثارش میتوان در زمره انسان شناسان جای داد. پایبندی گافمن به جامعه شناسی خرد ، بی اعتنایی به ساختارها ی بلنددامنه،  روش شناسی مردمی ، مشاهده مستقیم و ارتباط رودررواز مشخصه کارهای گافمن محسوب می شوند--!.
پیشینه فلسفی عملگرایی و رفتارگرایی مکتب شیکاگو به علاوه گذشته هنری گافمن باعث شدتا گافمن با نوآوری و ابداعاتی که خاصه شخصیت علمی وی بود،مفاهیم جدیدی در انسان شناسی و جامعه شناسی بنا نهد  مفاهیمی که گذشته از جدید بودن به نوعی انقلابی هم محسوب می شدند.
گافمن مفاهیم   کنشگر(بازیگر)مخاطبان(تماشاچیان)بازی،  اجرای تئاتری، مدیریت تاثیرگذاری،صحنه،پشت صحنه و....رادریک مفهوم استعاری ازصحنه تئاتر اخذ کرده است.گافمن با خلق این مفاهیم بیشتر ازهمه به مساله هویت می پردازد.هویت اجتماعی  بالقوه و بالفعل ودرگیری عقب نشنینی یامقاومت فرددربرابر جامعه  که گافمن بر تخالف  وتقابل آن تاکیددارد ، تئوری گافمن رابرای بسیاری از پژوهشگران و محققانی که به مساله هویت  های حاشیه ای می پردازند جالب کرده است. تئوری گافمن برای کسانی که به نوعی به مساله هویت حاشیه در برابر متن می پردازند،تئوری گویایی محسوب می شود.از این دسته  می توان از فمنیستها ویا،کسانی که به مساله هویت در فضاهای مجازی می پردازند نام برد.                                                                                        
گافمن در سالهای پایانی عمر خویش بر آن شد تابه انتقاداتی که از آثارش می شد. پاسخ دهد و به نحوی کار های گذشته اش را مورد بازبینی قراردهد.حاصل این بازبینی کتاب چارچوب گافمن است که به نحو آشکاری فاصله گرفتن از جامعه شناسی خرد  و به رسمیت شناختن ساختارهای  کلان است. اما حتی اگرگافمن چنین چرخش فکری راآغاز کرده باشدمرگ به وی فرصت نداد تا آن رادررشته ای مبسوط از آثار تشریح کند.وبه این ترتیب گافمن درحافظه  علوم اجتماعی به عنوان یک جامعه شناس خرد-مردم شناس اجتماعی ثبت شد

سخنی قبل از آغاز:
این سخن قرار نیست جای عنوان کلاسیک مشکلات تحقیق را در تحقیقیات مرسوم  بگیرد فقط برآنم که از وضعیت منابع مورد نیازم برای مطالعه در ایران تصویری به دست بدهم و بر این نکته تاکید کنم که چقدرعوامل غیر علمی و خارج از حیطه نظارت یک پژوهشگرمی تواند برکارعلمی تاثیرگذارباشند.          
 کل منابع فارسی درباره گافمن و نظریات وی همانی است که درماخذشناسی آمده است ومتجاوزاز4 منبع نیست . که تنها دو منبع مستقلا به گافمن پرد اخته اند. (این مساله شامل منابع اینترنتی فارسی نمی شودکه بیشتر گزارشهاویادداشتهای و بلاگ های شخصی است) در مورد منابع لاتین نیز اگراز منابع قدیمی که درباره گافمن در ایران موجود است بگذریم تقریبا هیچ منبع جدیدی وجود ندارد.
طی جست جوها ی اینترنتی  متوجه شدم که ا زمعتبرترین کتابها درباره گافمن کاربانز و کار ویلیامز است.گرچه نزدیک یک دهه از چاپ این کتابها میگذرداما.هنوز به ایران راه پیدا نکرده اند.واز آنجاکه ایران با شرکت معتبر آمازون که د رسراسردنیا به توزیع کتاب می پردازد طرف قرارداد نیست  تلاشهایم برای  به دست آوردن کتاب بی نتیجه ماند.ناچار به دانلود کردن بخشهای از کتاب که به صورت اینترنتی امکان پذیربوداکتفاکردم . وبا این توصیفات بخش اساسی منابع ام رامقاله ها،پایان نامه ها،تحقیقات و گزارش هایی تشکیل می داد که به صورت متن کامل یا ناکامل درسایتهای مختلف وجود داشتند. گرچه این مقاله ها در بسیاری موارد کارها ی درخشان  وقوی بودندو تنوع مطالب  و نگاهشان بسیارزیادبود اما تاکید زیاد براین منابع همیشه این اضطراب  علمی را به همراه  داردکه این منابع دسته اول نیستند.ومنبع دسته اول جای دیگری هستند.گرچه کوشیدم این نقیصه را باتطبیق کتابهایی که دراختیار داشتم .جبران کنم .اما نمیتوان از تاثیرمسائل غیرعلمی بریک کار علمی غافل شد،کاری که در صورت نبود این مشکلات می توانست در حد کارهای یباشدکه این  مقاله به آنهاارجاع دادهاست .                                                                               
فهرست مطالب:
زندگی نامه شخصی و حرفه ای گافمن
گافمن و انسان شناسی
روش شناسی گافمن
استعاره
مشاهدات نامنظم
مشاهده نا منظم:تحقیق مردم نگارانه
مفاهیم ابداع شده توسط گافمن
گروهه
خود
اجراهای تئاتری
هویت اجتماعی
هویت اجتماعی بالقوه ویالفعل
داغ
انحراف اجتماعی ،قانون شکنی ،بیمار روانی و نظریه برچسب زنی
بیمار روانی
نظریه بر چسب زنی و انحراف اجتماعی
ارتباط نظریات گافمن با سایر نظریه های  اجتماعی
جورچ هربرت مید
فلسفه عمل گرایی
رفتار گرای روان شناختی
بلومر
زیمل
وبر
دورکیم
گافمن :دانشمند یا هنرمند؟
کتاب شناسی گافمن
فهرست منابع

زندگی نامه شخصی و حرفه ای گافمن:
اروینگ گافمن در 11 ژوئن سال 1922 درشهر مانویل از ایالت آلبرتای کانادا از پدر و مادری یهودی، ماکس و آنه گافمن زاده شد. خانواده وی از یهودیان اوکراین بودند که دو  قرن پیش از روسیه به کانادا مهاجرت کرده بودند. گافمن خود عقیده دارد که یک یهودی روس بودن بر  بسیاری از جنبه های اندیشه وی موثر بوده است.
وی در سالهای 1935 تا 39 دریک دبیرستان فنی به تحصیل پرداخت. بین سالهای 1939تا43 در دانشگاه مانیتوبا به مطالعه شیمی پرداخت. اما این رشته را مطلوب خود نیافت. در سالهای1943و44به همکاری با موسسه ملی فیلم کانادا پرداخت و از همین رهگذر به جامعه شناسی علاقه مند شد.ودر رشته جامعه شناسی ثبت نام کرد.دو تن از استادانش به نام دبلیو ،ام ،هارت W.M.Hart ورای بیردویستلRay Bird wistell در تحکیم علاقه وی به جامعه شناسی بسیار موثربودند.وی مدرک لیسانس رابا درجه ممتاز  در سال 1945از دانشگاه تورنتو اخذ کردو  مدارج بالاتر را در سالهای 1949و1953در دانشگاه شیکاگو  گذراند. جایی که بعدا وی به بزرگترین دانشمند آن تبدیل شد.
مطالعات گافمن در شیکاگو هم صرف انسان شناسی اجتماعی می شد وهم جامعه شناسی .یکی از استادان راهنمای او در طول دوره تحصیلات عالیه اش للوید وارنر انسان شناس بود. دردانشگاه شیکاگو جامعه شناسی و انسان شناسی اجتماعی به شدت به هم نزدیک بودند .سخنرانی های رادکلیف براون دردهه 30 در این دانشگاه برگزار می شد.و باعث شده بودکه تاثیر زیادی بر سلطه و برتری مکتب کاردکرد گرایی در جامعه شناسی دهه 50  آمریکا داشته باشد .اما محصول کار براون چیز دیگری بود:باور به جامعه شناسی شهری. جو عمومی حاکم بر  دانشگاه شیکاگو ،تمایل به موضوعات جامعه شناسی شهری  وکار کردن درباره فضاهای شهری بود.وهیچ شکی نیست که حال و هوای شیکاگو بر شکل گیری شخصیت علمی گافمن تاثیر به سزایی داشته است.رد پای این تا ثیررا می توان در کارهای تحقیقی  گافمن در باره دروه گردها،کارگران پمپ بنزین ، عشرتکدها ی پاریس یا سایر محیط های شهری  تشخیص داد.
 گافمن درزندگی حرفه اش دست به کارهای میدانی چندی زد. وی یک سال در جزایر شتلند   Shetlandاسکاتلندزیر نظر دپارتمان انسان شناسی اجتماعی ادینبوروگ، به راهنمایی وارنر  به مطالعات میدانی انسانشناسی پرداخت ومواداولیه را برای نوشتن تزدکتری خود کنش های ارتباطی در یک جامعه جزیره ای و کتاب تاثیر گذارش،بازنمود خود در زندگی رزومره The presentation of Self in Everyday Lifeبه دست آورد.
وی بعد از چند دوره کار میدانی به طور پراکنده برا ی مطالعه عشرتکده های پاریس  به این شهر رهسپارشد.اولین شغل دانشگاهی وی تدریس به عنوان استاد مهمان در موسسه ملی بیماریهای روانی بتسا بود.وی در سالهای 1954 تا 57 که به فعالیت در موسسه ملی بیماریهای روانی بتسا مشغول بود .در سیمای یک نگهبان و یا دربان به مشاهده مشارکتی مشغول بود . یک سال نیز برای کار میدانی(مشاهده مشارکتی) در بیمارستان الیزابت خود را به عنوان بیمار روانی معرفی کردو بستری شد. حاصل این سالها دوکتاب( بیمارستان روانیAssylyum) و)داغStigma)
 است.وی درسال 1957 به استادش هربرت بلومر در دانشگاه شیکاگو پیوست .وی در 1962 به درجه استادی کامل رسید.در همین سالهاوی به  فعالیت های میدانی درکازینوهای لاس وگاس مشغول بود. گافمن هرگز فرصت آن را نیافت تانتایج این تحقیقات را منتشر کند.
.او تاسال 1968در برکلی ماند.و سپس به دانشگاه پنسیلوانیا رفت و کرسیهای بنجامین فرانکلین رادر انسان شناسی  و روان شناسی به عهده گرفت.
در سال 1977 گافمن از بیماری اش آگاه شد.و در 1982وقتی که به عنوان رئیس انجمن جامعه شناسی آمریکا برگزیده شده بود در اوج شهرت در گذشت(ریتزر،1380،294.)
گافمن  دوبار ازدواج کرد. بار اول در سال 1952 با یک روان شناس به نام آنجلیکا شویلر عقد زناشویی بست که حاصل این ازدواج فرزندی به نام توماس ادوارد گافمن بود. این ازدواج  با مرگ آنجلیکا در سال 1964 خاتمه یافت.ازدواج بعدی گافمن در سالهای پایانی عمر وی رخ داد.این بار وی با ژیلین اسکانوف ،زبانشناس ازدواج کرد. حاصل این ازدواج دختری به نام آلیس  است.
گافمن  به خاطر فعالیت های حرفه اش به کسب جوایزی نایل آمد.که عبارتند از:
-جایزه جورج اورول به خاطر مقاله ”تبلیغات جنسی”
-جایزه مک ایور به خاط کتاب ”نمود خود در زندگی روزمره”
-جایزه مید ـ کولی به خاطر مقاله  روان شناسی اجتماعی
گافمن و انسان شناسی:
گرچه گافمن در یک طبقه بندی آکادمیک در طبقه بندی جامعه شناسی جای می گیرد.اما محتوی آثاروی  و روش شناسی که به کار گرفت به ما این اجازه را می دهد تا از وی درحیطه انسان شناسی هم نام ببریم.روش کیفی و تک نگاری های گافمن چیزی بین روانشناسی اجتماعی و انسان شناسی قرار می گیرند.گافمن که در زندگی
 حرفه ای خود بیشتر با انسان شناسان در ارتباط بود تابا جامعه شناسان به شدت از روش های کمی و پیمایشی که درآن سالها بر جامعه شناسی  حاکم بود گریزان بودو به آن اعتراض داشت .روشی که گافمن در مطالعات خو به کار گرفت روشی نو آورانه و بی بدیل بود که بر خلاف انتقاداتی که به این روش وارد است برای مطالعه موضوعات مورد نظر گافمن بهترین روش به نظر می رسند. تاکنون کسی در مطالعه زندگی روزمره روشی بهتر از آنچه که گافمن ارائه داد،پیشنهاد نکرده است.گافمن این روش را با رویکردی انسان شناسانه برگزید.روشی که در تقابل آشکار با روشهای کمی به روشهای مردم شناسانه نزدیک می شوند. گافمن  به جز روش مشاهده نزدیک و رودررو به تک نگاری ها و کارهای میدانی نیز دست زد. 
          گافمن در سالهای 1949 تا 1953  در دانشگاه کالیفرنیا به طور هم زمان  به مطالعه جامعه شناسی  وانسان شناسی اجتماعی پرداخت.استادی که گافمن درسالهای دوره لیسانس با وی همکاری می کرد،دبلیو ،للوید وارنر انسانشناس بود.و گافمن کتاب”روابط در حوزه اجتماعی ”اش رابه رادکلیف بروان تقدیم کرده است.آثار گافمن نیز گرچه در طبقه بندی جامعه شناسی خرد و مکتب کنش متقابل قابل جایگیری هستند اما دارای ریشه ها و ارجاعات واضح انسان شناسانه هستند. طوری که کالینز درباره کارهای ابتدایی گافمن می گوید،این کارها  بیشتر  تحت تاثیر انسان شناسانی بودند تا جامعه شناسی کنش متقابل.وی بسیار کم به نظریه پردازان کنش متقابل ارجاع می داد و وقتی که این کار را می کرد .بیشتر برای انتقاد ازآنها بود (همان).
روش شناسی  گافمن:
گافمن را می توان صریحا در دسته جامعه شناسانی قرار داد که روش های کمی را نفی می کنند و آنها را فاقد اعتبار می دانند. وی روشهای رایج در مطالعات جامعه شناسی مثل روشهای پیمایشی را با این استدلال رد می کند که این   روشها با در نظر گرفتن یک هویت استعلایی برای جامعه و فرو کاستن انسان در حد یک عامل مکانیکی تحت سلطه نیروهای مختلف ،رفتار اجتماعی انسان را برای ما روشن نمی کنند.گافمن عقیده دارد اینکه بگویم  عامل اجتماعی الف  باعث رفتار ب می شودچیزی را درباره رفتار بشری برای ما روشن نمی کند. دانشمند علوم اجتماعی باید به این سوال جواب دهد که چرا عامل الف می تواند به رفتارب منتهی شود؟وی برای پاسخ به این سوال ،سراغ جایی می رودکه این فشارها عینی می شوند:کنش  اجتماعی ، درروشی که وی به کار می گیرد ، می کوشد توضیح دهد که چگونه کنشهای بشری رخ می دهدند، جهت میابندو هدفی که  این کنشها  دنبال می کنند چیست؟ وی برای درک این کنشها به ارتباط نزدیک و مستمر بین پژوهشگر و افراد مورد مطالعه اش اعتقاد دارد. همان طور که خود نزدیک یکسال در یک بیمارستان روانی اقامت کرد تا بتواند مطالبی راجع به شیوه های بر خورد بین دو گروه با موقعیت های نابرابر(اولیای بیمارستان و بیماران) ، تعریف هویت خود و مقاومت یا تن سپاری  به نظم موجود به رشته تحریر در آورد.                                                                              
روشی که گافمن در کار های خود به کارمی برد روش مردم نگارانه یا روش شناسی مردم نگارانه است . مردم نگارانه به این معنا که وی برای مطالعه موضوع موردنظر خود به مشاهده مشارکتی و ارتباط نزدیک با مردم مورد مطالعه خود دست می زد. روشی که در مکتب شیکاگو به ،روش شناسی مردمی معروف است(ethnomethodolgy). روش شناسی مردمی به قواعد و مناسبات حاکم بر رفتارهای روزمره و کنش های اجتماعی در سطح جامعه شناسی خرد می پردازد.قواعدی که مناسبات زندگی روزمره را جهت می دهد و قانونمندی آن را استخراج می کند.الگویی که گافمن برا ی این کاربه کار می گیرد،به گفته ویلیامز الگویی نو کانتی است(1988-1983) . که با درک پدیده اجتماعی به عنوان مساله ای متغیر و هردم دگرگون شونده ،با شباهت  به آنچه که وبر آن را نمونه آرمانی می نامد،به تاکید و بزرگ نمایی و ترکیب  جنبه هایی خاص  از واقعیت می پردازد.گافمن و زیمل هردو با تاکید بر امر تجربی به عنوان بیانگر پیچیدگی های زندگی اجتماعی ((از اینکه با امر تجربی به صورت  فقط ته نشستی از طرح های نظری برخورد نمایند ،خودداری می ورزند.آنان همچون وبر دوگانه نگاران تحلیلی هستند با این باور که دانش جامعه شناختی به طور گریزناپذیر عبارت از ساده سازی پیچیدگی کنترل ناپذیر دنیای اجتماعی است.))( .همان ).توجه گافمن به رسوم خرد زندگی روزمره ،سنتی است که اززیمل به ارث برده است.زیمل که وی رامی توان پدر مکتب کنش متقابل نامید(منینگ.1380.ص28). تا جایی بر اندیشه ها و روش کار گافمن  تاثیرگذار بوده است که به مطالعه بافتهای ا صلی ولی بی نام پیکره اجتماع(برخوردهای روزمره و کنش های خرد)می پردازد. گافمن بیش از این خود درا وامدار یا متعهد اندیشه های مکتب کنش متقابل نمی کند.                                                                                       
دیدگاه گافمن در باره قواعد و مناسبات اجتماعی که بررفتارهای بشری حاکم است را تحت تاثیر دورکیم و دیگاه ساختگرایانه وی دانسته اند.درک دورکیم از قواعد ومناسبات اجتماعی که بر زندگی اجتماعی بشر حاکم است و رفتار ها ، کنشها و واکنشهای بشری را تعیین می کند.اصل اولیه دیگاه ساخت گرایانه دورکیم است.در این دیدگاه جامعه است که ،وضعیتها و موقعیتها و قواعدی که در آن موقعیتها باید به کار گرفته شوند را تعیین  می کند. درک گافمن از قواعد و چارچوبهای حاکم بر کنش های بشری وام گرفته  و تحت تاثیر اندیشه دورکیم است. گافمن بر این عقیده است که چارچوبها یا قواعدی برکنش های بشری حاکم است و افراد اجتماع بشری در برخورد با این قواعد ،چاچوبها ،مناسبات و هویتهای اعمال شده به ابراز ،شکل دهی و معنا بخشی خود می پردازند.گافمن مسلم میداند که این قواعد و مناسبات وجوددارند و بر رفتاربشری حاکم هستند . اما فرق وی با دورکیم (یکی ازفرقهای وی با دروکیم)در این است که گافمن عقیده دارد که در کنشهای بشری ،فرصت برای تعدیل ،گریز و سرپیچی از این چارچوبها وجوددارد.گرچه خود این قواعد و چارچوبها هستند که راههای گریز  خودشان را هم  تعیین می کنند. اما قواعد حاکم بر زندگی اجتماعی با تعییین قواعدی  اجازه  یا فرصت سرپیچی از آنها را هم فراهم میکند.گافمن از این رهگذر به دیدگاه بر چسب زنی و مساله انحراف اجتماعی هم گریز میزند. گرچه مساله بر چسب زنی و انحراف اجتماعی هردو،در بحث هویت اجتماعی گافمن هم قابل پیگیر هستند.از این روبه این مساله در مبحث هویت اجتماعی می پردازم.این تبعبت از  دیدگاه دروکیم درباره نقش  قوانین و قواعد اجتماعی پاسخی است  به کسانی که  کارهای گافمن رابیشتر در حیطه روانشاسی اجتماعی و روابط فردی می دانند. گافمن خود درباره مساله کنشهای  اجتماعی می گوید:                                                                                                              گمان می کنم که بررسی  درست کنش متقابل ،فرد و روان شناسی آن نمی باشد.بلکه بیشتر به                         روابط   منظم در میان کنشهای افراد مختلفی  که به طور متقابل به یکدیگر عرضه می دارند،و                          نه به انسانها و  لحظه های آنها مربوط می شود.(گافمن 1967:2-3)          
آنچه که از این مباحث مستفاد می شود این است که گافمن نه تنها به چیزی به نام جامعه و قوانین حاکم اجتماعی اعتقاد  دارد،بلکه در آنجایی که به نظرمی رسدبیشتر فرد و کنشهای آن اجازه می یابند که بروز پیدا کنند،باز هم جامعه است که خود راباز تولیدمی کند.گافمن در مناقشه قدیمی کنشگر –جامعه ( جامعه کنشگران را می سازد یا بر عکس؟) کار خود را با پذیرش و بدیهی دانستن برتری جامعه  بر فرد آغازمی کند. گافمن شکی ندارد که  امراجتماعی ،امری است که از بالا و خارج از فرد بروی تحمیل می شود.وی درباره کار خود  می گوید:                                                                                           من اصلا ادعا نمی کنم که در باره موضوعات اصلی جامعه شناسی(سازمان و سا ختار اجتماعی و....) صحبت کنم.  .روی سخن من نه با ساختارزندگی اجتماعی بلکه با ساختار  تجربه  شخصی افراد  در هر لحظه زندگی اجتماعی شان می باشد.من در هر صورت به اولویت جامعه و ثانوی بودن  هرگونه مداخلات متداول افراد  معتقد هستم(.گافمن، 1974:13)
فیلیپ منینیگ(1380:114-115)  در روش کار گافمن سه مرحله یا شیوه را تشخیص می دهد:
1-استعاره                       2 -مشاهده نامنظم                      3 -مشاهده منظم

1-استعاره
به نظر مننینگ ،گافمن ،از آنجا که با نگاهی ادبی به نوشتن  می پردازد به خلق استعاره هایی دست می زند تا زندگی روزمره راتوصیف کند.(استعاره به معنای انتقال یک اصطلاح از یک نظام یا سطح معنایی به نظام یا سطح معنایی دیگر.مثل استعاره داغ ) این استعاره ها همانقدر که ادبی هستند در تو صیفات جامعه شناسانه نارسا هستند.همانطور که توصیفات مستند  جامعه شناسانه نمی تواند چندان از نظر ادبی و زیبایی شناسانه پر بارباشند. به عقیده مننیگ گافمن در فرایند رشد و تحول جامعه شناسانه خود توانسته است از استعارات صرفا ادبی و توصیفی به استخراج قواعد حاکم بر کنش های بشری برسد.   
                                                                      
2-مشاهدات نامنظم:
مشاهدات نامنظم یا آنطور که مننینگ آن را می نامد مشاهدات طبیعت گرا مشاهداتی هستند که در موقعیت های مختلف بر حسب تصادف انتخاب شده اند . روی بعضی از این جنبه ها تاکید شده و سایر جنبه ها نادیده گرفته میشوند.این شیوه مشاهده نامنظم،متنوع و نظم گریز است به طوری که که مثالهای متعدد از جاهای مختلف کنار یکدیگر قرار گرفته اند تا به نوعی نتیجه گیری خاص منتهی شوند.((گافمن چنین می پندارد که به جای توقف بر یکسری تعاریف ،طبقه بندیها ومثالها ،می تواند با استفاده ازمشاهده های نا همسان ،تحلیل خود را بهتر سازد،تا هم تعریف موجود رادگرگون سازد و هم بعد از آن تعاریف تازه ای ارائه دهد.)( منینگ 1380ص118).ویلیامز عقیده دارد که گافمن با استفاده از آن روشی که بالداموس(1972)شایستگی مضاعف می نامد و آنچه که منینگ(1380)حلقه گافمن می نامد،با انتخاب و طرد نمونه های تجربی ، تعاریف موجودرا تایید یا از تعاریف جدید حمایت کند.چرا که ترکیب عمل نظری ابداع و تولید چهارچوبهاب مفهومی با عمل تجربی فرضیه سازی ادغام خردمندانه نظریه و تحقیق را میسر می سازد.( Baldamus,1972,296-297) ویلیامز عقیده دارد که کار جامعه شناس ـ آنچه که گافمن انجام می دهدـ تنظیم مجدد واقعیت های آشناست:           
بنابراین کشفیات جامعه شناختی در باره کشف مورد انتظار یا ناخواسته واقعیت های پیشین
نمی باشد،بلکه بیشتر در باره نسبت دادن معناهای مختلف به شناخته های پیشین هستند.اگر
کشفیات  جامعه شناختی درباره تنظیم مجدد شناخته های پیشین باشند،پس روشها ی
جامعه شناسی باید روش هایی باشند که آن تنظیم مجدد رابه صورت هرچه کاراتر و
           مورد اعتمادتر  ممکن سازند.( Wilimams,1988.p73)
 به عقیده ویلیامز جامعه شناسی گافمن نسخه ای از رو شناسی وبر و زیمل است .وی گافمن را وارث  مفهوم نوکانتی علوم اجتماعی،به عنوان روند پیوسته تنظیم و نتظیم مجدد واقعیت از طریق ساخت ،انحلال و جایگزین سازی .مفاهیم می داند.( Wiliams1988.p87)                                                                                                        
ویلیامز الگوی کار گافمن را به درستی تشخیص می دهد.الگویی که بر مبنای مثالهای متعدد استوار است .مثالهایی که به شکل خاصی استوار شده اندتا ازمدل خاصی حمایت کنند. گافمن در کارهای بعدی خود کوشید تا مثالهای متناقضی  انتخاب کند و در نوشته هایش به این تناقضات پاسخ گوید. همین انگیزه بود که کارهای پایانی گافمن را روشمند تر و چارچوب آن را بیشتر  قابل تشخیص کرد.                                                                
3-مشاهده منظم:تحقیق مردم نگارانه
در این تحقیقات گافمن به صورت منظم و هدفدار بر روی موضوع معینی تمرکز می کند و به مشاهده و مطالعه مستمر و برنامه ریزی شده می پردازد.در این روش گافمن با تکنیک مردم نگاری یه تحقیق می پردازد .گافمن راه نفوذ در محیط را اقامت طولانی در محیط(حداقل یک سال )می داند.تا  محقق به درجه ای از نزدیکی و ا رتباط بامحیط برسدکه بتواند به برداشتهایش از محیط اعتماد کند.گافمن تنهادریک مقاله به اصول روش شناسی خود اشاره کرده است .وی در این مقاله که بعدازمرگش وبا اجازه همسرش چاپ ش درباره آزمون غیررسمی یافته های تحقیق چنین می گوید:                               
آزمون های کوچکی نیز وجوددارد که شما می توانید  به وسیله آنها متوجه شوید که    آیا وا قعا در جامعه موردبررسی نفوذ کرده اید یا نه؟مناظر و اصوات پیرامون شما باید   بهنجار باشند.شما باید احساس آرامش داشته باشید و فراموش کنید که جامعه شناس  هستید.اعضای  جنس مخالف برای شماجذاب می شوند.شمابایدبا فردی همسان از نظر فیزیکی ،میزان تحرک ،شوخی و چیزهایی نظیر این ،مثل افرادی که پیرامون شما هستند ، مشغول صحبت شوید.اینها آزمونهای واقعی برای وارد شدن به جمع است. (Goffman 1989.p129)         
گذشته از شیوه جمع آوری اطالاعات از سوی گافمن ،شیوهای که برای مدیریت اطلاعات انتخاب می کند،متفاوت با شیوه های مرسوم مردم نگاری است.مثلا گافمن وقتی که وارد محیطی می شود و به مطالعه آن می پردازد، کمتربه توصیفات فضایی و مکانی می پردازد. .((هدف کلی گافمن تبدیل کردن مردمنگاریهای مکانی به مردم نگاریهای مفهومی است.))( منینگ 1380 .ص121)وقت خواندن تک نگاری های گافمن،گرچه خواننده ممکن است که اطلاعات بسیار مفصلی راجع به جزئیات رفتاری ،پوششی ویا حتی تیک های عصبی افراد آنجا به دست آورد. اما بسیاری جنبه های فضایی یا معرفی کلی فضا یا محیط ممکن است کاملا ناگفته بمانند.از آنرو که گافمن اطلاعاتی را که در یک کارکلاسیک مردم نگارانه جزء ابتدایی ترین و بدیهی ترین کارهابه نظر می رسند برای تفهیم روابط یا جریانات موردنظرش ضروری نداند.مثلا کار گافمن در کتاب تیمارستان یک نمونه مثال زدنی محسوب می شود.در این تحقیق ((هیچ منبع اطلاع رسانی یا نقل قولی وجود ندارد.و فضای زیادی  به اطلاعات از سوی انواع گسترده منابع اختصاص می یابد.نتیجه آن نوعی مردم نگاری است که به طور آشکار به محل خاصی  مربوط نمی باشد.بلکه تعریف کتاب تیمارستان به عنوان یک مردم نگاری مفهومی (یعنی مربوط به سازمان جمعی)بسیاردرستتر است.))(همان  122) گافمن در کتاب تیمارستان خود مانند سایر کارهای خود دست به ابداع یکسری مفاهیم و استعارات   می ز ند و در کل کار با بازی با این مفاهیم  اهداف خود را روشن میکند و پیش می برد. مفاهیم جدیدی که گافمن برای تشریح نظریات خود خلق کرد ، عبارتند از:خود،جامعه،کنش  مشترک ، کنشگر ، صحنه ،اجراهای تئاتری، ،پشت صحنه ،جلوی صحنه،مدیریت تئاتری، مخاطب،گروهه،داغ،هویت اجتماعی بالقوه،هویت اجتماعی بالفعل .
                                  
مفاهیم ابداع شده توسط گافمن:
-گروهه:
ازآنجا که گافمن کنش اجتماعی را به عنوان موضوع مورد مطالعه خود بر می گزیند واحدمطالعه خود را نیز جایگاهی می داند که این کنش در آن رخ می دهد. این واحد گروهه است.گروهه جایی است که کنش اجتماعی بین کنشگر و مخاطب آن رخ میدهد.گروهه حداقل ازیک کنشگر و یک مخاطب تشکیل می شود .البته مخاطب می تواند فرضی باشد (کنشگر خودرا دربرابر  یک  مخاطب فرضی تصورکند ودست به کنش بزند.).در این موارد گروهه تنها از یک نفر تشکیل می  شود. البته در بیشتر موارد گروهه ازبیشر ازیک نفر تشکیل شده است و شامل دو دسته قابل تشخیص مخاطبان و بازیگر است.                                                                            
- خود:
درکی که گافمن از خوددارد،خودی که به عنوان فردی از جامعه به کنش اجتماعی دست می زند ،خودی نیست که  تحت تاثیرفشارها و نیروهای اجتماعی به یکباره ساخته و پرداخته شده باشد وبه صورت ثابت و متعین دست به کنش بزند.بلکه این خود،خودی است که هر لحظه درکنش های اجتماعی در شرایط خاص و معین شکل می گیرد و ابراز می شود. خودی که محصول و ساخته وپرداخته شرایطی است  که کنش در آن رخ می هد.   گافمن خود را یک هویت مستقل نمی داند(خودی که در تملک کنشگر باشد)( Goffman 1959.p252)بلکه خود را محصولی از کنش مشترک می داندکه از کنش متقابل نمایشی بین کنشگر و حضار ش بر می خیزد.  گافمن در این باره میگوید(.همان.نقل به مضمون ):                                                                         
هنگامی  که یک فرد از وضعیتی ،تعریفی به دست میدهدو به این وسیله به طور صریح و یا ضمنی  مدعی  می شود که شخص خاصی است،خود به خود بر دیگران فشار اخلاقی .وارد می کند که با  او چنان بر خورد کنند که از افراد همتای او انتظار دارند.علاوه بر این او به طور تلویحی از هر ادعای دیگری  مبتنی بر اینکه کسی است که از قرار معلوم نیست چشم می پوشد.و به این ترتیب خود را از رفتاری که مطابق  با شان چنین افرادی است محروم می سازد از این رو دیگران در میابند فرد آنها را از آنچه که او هست و آنچه که آنان باید در او ببینند آگاه کرده است.و این اتفاق در زمانی رخ می دهد که فرد در کنش اجتماعی به ایفای نقشهایی دست می زند.در هنگام ایفای هریک از این نقشهاست  که هویتی که  خود با آن تعریف می شود ایجاد،تحمیل ،تایید ،تثبیت یا رد می شود.  البته به این دیدگاه گافمن نسبت به خود ایراداتی  وارد شده است . بسیاری از این ایرادات مربوط به سهم   اندکی  است که گافمن برای یک شخصیت  ثابت و پایدار قائل است.  شخصیتی که محصول  ساختارهای بلنددامنه اجتماع است و به آسانی به وجود نیامده اند که به به سرعت  تغییر کند.  مکین تایر به این تعریف گافمن از خود انتقاد وارد می کند و عقیده دارد که خود ی که گافمن تعریف می کنددرحد یک چوب رختی که نقشهای مختلف به آن اویخته می شود  فرو کاسته  شده است.                                                                                  
گافمن..... خود رابه عمل نقش آفرینی فروکاسته است و استدلال می کند که خود چیزی  بیش از یک رخت آویز نیست که بر آن جامه های مربوط به نقش   آویخته است....به عقیده گافمن ،که از نظر او سپهر اجتماعی همه چیز است،خود هیچ چیز نیست و در فضای اجتمای جای نمی گیرد.( MacIntyre.1985.p117)                 

مراد مکین تایر از یک چوب رختی که نقشهای مختلف به آن آویخته می شود  .خودی است که منتزع ازنقشهای اجتماعی هویت مستقلی ندارد.وبا تغییر هر نقشی تغییر می کند.گویی  خود مورد نظر گافمن تنها جایگاهی ،چوب رختی ،برای آویختن نقشهای مختلف است.وبدون این جامه ها وجودندارد.                                                                                                    
 اجراهای تئاتری:
گافمن صحنه اجتماع را یک صحنه تئاتر می داند که در آن کنشگران و مخاطبان ایشان به اجراهای تئاتری و نمایشی می پردازند .هر برخورد اجتماعی یک اجراست. اجرا از نفشی که کنشگر ادعای آن را دارد، یا بنا بر تعریف باید آن را  بپذیرد.در یک اجرای تئاتری کنشگر در یک صحنه باید به ایفای نقش دربرابر مخاطبان بپردازد.مخاطبان وکنشگر هردو از نقشهای خودآگاهی دارندو سعی می کنند که به ایفای  مطلوب نقشهای  خود بپردازند. مخاطبان سعی  دارندکه با مساعدتهایی نظیر چشم پوشی ازخطاها و لغزشهای کنشگر و یا ابراز واکنش های مناسب در وقت مقتضی ،به اجرای هر چه بهتر  جریانی که موردنظر است  یاری رسانندو البته این مساله باعث نمی شود که همه اجرا هاموفقیت آمیز باشد وکنشگر قادر باشد که همیشه تصویرموردنظر خود  را در اذهان مخاطبان ایجاد کند.بنابه همین دلیل گافمن از چیزی به نام مدیریت تاثیرگذاری حرف می زند.                
-مدیریت تاثیر گذاری:
این مفهوم به شکنندگی بسیار کنش های بشری اشاره دارد. برای حفظ این کنشها از سوی کنشگران تمهیداتی اندیشیده میشود که به فنون تاثیر گذاری یا مدیریت تاثیر گذاری معروف هستند. کنشگر با استفاده از این فنون می خواهد که بهترین تاثیر را بر مخاطبان خود  داشته باشد . به کنشگران بقبولاند که نقشش را به خوبی می داند،این نقش برایش بسیار مهم است و بر آن مسلط است.در این فرایند حضار هم به کمک کنشگر می آیند تا به او دراجرای نقشش یاری رسانند. اشتباه های او را نادیده می گیرند و.با رفتار های تعریف شده به کنشگر در مقامی که نقش آن را بازی می کند مشروعیت می بخشند .مدیریت تاثیر گذاری از آن رو اهمیت می یابد که نتایج  اجراهای تئاتری قابل پیش بینی و  همیشه یکسان نیستند.                                                
هویت اجتماعی  :
هویت اجتماعی یکی از مسائلی است که در اندیشه های گافمن نقش کلیدی دارد.هویت اجتماعی که گافمن به آن عقیده دارد.هویتی است که درجریان کنش های اجتماعی زاده می شود وبه وجود می آید.گافمن در ضمن بحث در باره هویت اجتماعی به صورت خواسته یا ناخواسته به بحث فرد و جامعه نیز وارد می شود. گافمن هویت اجتماعی را هویتی ساخته شده  وآماده نمی داند که به صورت قالبی آماده و ساخته و پرداخته وجودداشته باشد.این هویتی است که در جریان کنش های اجتماعی  به وجود می آید،پذیرفته و یا رد می شود.جامعه از خلال نقش هایی که  افراد اجرا می کنند هویت ایشان  را رقم میزند و شکل می دهد. و افراد درتلاشهای خود برای اجرای هرچه بهتر نقش خودمی کوشندتا هویت مورد نظر خود راتثبیت کرده ودیگران را واداربه پذیرش آن کنند.این تلاش ها درزمینه قواعدی به وقوع می پیونددکه گافمن ازآن با نام چارچوب نام می برد.که معادل موقعیت های کم و بیش ساختار یافته هستند.جامعه برای افراد نقشهایی را درنظر گرفته است که باید در این نقشهاحاضر شده وبه ایفای آن بپردازند.                                                      
.نقش: مجموعه ای از بازی هایی است که کنشگران به صورت منظم و پیوسته به آن دست می زنند. شباهت ،پیوستگی و استمرار بازی های یا اجراهای تئاتری به آنها خصلت نقش می دهد. نقش پزشکی یا پدری چیزی جز  اجراهای منظم و پیوسته ای نیست که به عنوان نقش باز شناسایی  شوند.همانطور که رد بحث اجراهای تئاتری و مدیریت تاثیر گفته شد ،این اجراها و سرنوشت آنها به شدت تاثیر پذیرو شکننده است وباید از آن مراقبت کرد.یک اجرای بد تنها به یک اجرای بد منتهی نمی شود بلکه می تواند به یک بحران هویتی منجر شود. به رسمیت نشناختن  بازیگر ازسوی مخاطبان در نقش مورد نظر ،می تواندهویتی که فرد برای شناخته شدن به آن تلاش می کندرا زیر سوال ببرد.از اینرو افراد می کوشند تا با تلاش برای ایفای بهتر نقش خود از هویت خو ،هویتی که مایلند به آن شناخته شوند یا مایلند با آن شناخته نشوند دفاع کنند.جنکینز عقیده دارد که هویت دو بعد ،درونی و بیرونی دارد.در بعد درونی فرد می کوشد تا با بسیج مها رتهای درونی به ایفای هرچه بهتر نقش بپردازد ،یعنی تصویر مطلوبی از خود ارائه کند.ازسوی دیگر  این تصویرباید از سوی دیگران،مخاطبان یعنی عموم مردم به رسمیت شناخته شود.چرا که هویت افرادبرآیندی از این تعامل بین فرد و مخاطبان اش است:                                          
افراد در چارچوب نظم تعاملی درباره هویت های خود چک وچانه می زنند،و   بابسیج کردن مهارتها ی   تعاملی خود در درون روال های تعاملی خوددردرون روال  های موقعیتی تصویری از خود به دیگران ارائه می کنند تا مورد پذیرش آنها قرار بگیرد.در اصطلاح من (جنکینز)این عامل درونی دردیالکتیک شناسایی  از لحاظ تصویرعمومی است .عامل بیرونی،پذیرش آن  تصویر عمومی ازسوی دیگران است:آنان ممکن  است آن تصویر رابپذیرندیا نپذیرند.هویت فردی دررابطه میان خود انگاره و تصویر عمومی آفریده   می شود.( جنکینز 1381 ص120)               
 هویت اجتماعی بالقوه و بالفعل:
تلاش افراد در کنشها ی اجتماعی برای نیل به هویت مطلوب در چارچوبی صورت می گرد که جایگاه ،منزلت و موقعیت ایشان را از سوی جامعه تعیین می کند.هویتی که افرادخود ،خویشتن راباآن تعریف میکنند هویت اجتماعی بالقوه وهویتی که درتعاملات و کنشهای بشری بروز پیدا می کند ،هویت اجتماعی بالفعل نامیده میشود.این دو هویت همیشه با یکدیگر یکسان نیستند.زیرا آنچه که از سوی جامعه برای افراد در نظر گرفته می شود الزاما با آنچه که ایشان ،خودرا با آن تعریف می کنند همسانی ندارد.وقتی این اتفاق می افتد،فرد دچار بحران نقشی – هویتی می شود.فرد ویی مجبور است که به ایفای نقشهایی دست بزندکه آنرا نقش اصلی خود   نمی داند واز سوی دیگر من اصلی یا منی که خود را باآن تعریف می کند،در کنشهای اجتماعی اش دیده نمی شود. موقعیت زنان دریک جامعه مردسالار مثال خوبی از این دست است.در این جامعه تجربیات فردی زنان از خود وتوانایی ایشان با تصوری که جامعه برای ایشان به عنوان زن رقم میزند نا هماهنگی دارد.من فردی ایشان بزرگتر،تواناتر و برابرگرا تر از منی است که در جامعه باید به نمایش دربیاورند.دراین مورد فرد دچار فاصله نقشی و بحران هویتی می شود .یعنی هویتی که خود را با آن تعریف می کند ،هویتی نیست که جامعه وی را با آن تعریف می کند.این حالت به تنشها و بحرانهای فردی و اجتماعی منجر می شود.و هویت افراد را دچار بحران می کند.زیرا  خود رادر تعاملات روزمره نمی توانند بازشناسی کنند. هویتی که جامعه به افرادش تحمیل می کند.(نقشها ،بازیها و برخوردهایی که  جامعه ترتیب می دهدمعیارها و طبقه بندی هایش )هویت هایی برای افراد رقم می زند که بندرت می توانند خود درا از شر آن خلاص کنند.                             
داغ:
 داغ یاننگ که عنوان یکی از کارهای گافمن نیز هست(Stigma ). به مساله هویت های خدشه دارشده اشاره دارد.افراد از دو نوع داغ یا ننگ رنج میبرند.یکی داغ بی اعتبار ی و دیگری داغ احتمال بی اعتباری،داغ بی اعتباری به مساله ای اشارده داردکه افراد درآن از هویتی ننگ آلود درگذشته ،ظاهر یا شخصیت خود رنج می برند.در این نوع داغ  کنشگر می داند که مخاطبان از هویت ننگ آلود وی خبر دارند .وی می کوشد که درکنش هایش این مساله را مدیریت کند و از تنش های آن جلو گیری کند. اما داغ احتمال بی اعتباری ،وقتی است که دیگران از هویت ننگ آلود خبری ندارند واین احتمال وجود داردکه به این مساله پی ببرند.در این مورد کنشگر می کوشد که این مساله را پنهان کند.و کنشهای خود را طوری سامان دهد که این مساله همچنان پنهان بماند.در هر دو این موارد افراد برای تنظیم کنشهایشان طوری تلاش می کنند که کمترین تنش  و بهترین تصویر ارائه شود.گافمن عقیده دارد که همه ما از نوعی داغ رنج می بریم و می کوشیم که آن رادر کنشهایمان پنهان کنیم.از سابقه اعتیاد به مواد مخدر گرفته تا گرایشات نا مانوس جنسی تا تیکهای عصبی  و نقصهای جسمی .همه ما در زندگی روزمره میکوشیم که بر اضطراب این داغ فائق آمده و روابط خالی از تنش را ارائه دهیم.


بیمارروانی،نظریه برچسب زنی وانحراف اجتماعی در تمام این موارد افرادی به عنوان کجرو،منحرف،بیمارو... طبقه بندی می شوند.این افراد که در طبقه بندی های بسیار متنوعی قابل جایگیری هستنددر یک طبقه یندی اجتماعی تقریبا در یک طیف قرارا می گیرند به گفته گافمن همه ایشان به نوعی از قواعد وقوانین  مرسوم رفتاردر جامعه تخطی کرده اند.و رفتارشان مطابق با کنشهای مرسوم اجتماع نبوده است .